اگر مثل بيشتر شاعرها باشد، ته دلش گمان ميکند که کاري که ميکند به کلي بيفايده است، نه به اين دليل که تجمل است، بلکه به همان معنايي که تار عنکبوتي آويخته به کنج اتاق بيفايده است. همه تار عنکبوت را ناديده ميگيرند، گر چه به هر حال کلي پشتکار و حوصله براي ساختنش به خرج داده شده و با اين حال ميشود بيآنکه کسي متوجه بشود آن را جارو کرد و دور انداخت. گفت، هيچ کس به شعر توجه نميکند، اما وقتي که پيدايش ميکنند و دقيق نگاهش ميکنند چيزي خارقالعاده ميبينند، مثل تار عنکبوت. گفت، تار عنکبوت هيچ کاري با تاريخ يا سياست يا منکوب کردن ندارد، در واقعيتي متفاوت با آنها هست و بديهي است که بسيار ضعيفتر و شکنندهتر از آنهاست. بيشتر با بقا ارتباط دارد تا با قدرت يا خشونت – بهرغم آنها باقي ميماند. ميشود با يک حرکت جارويش کرد و تمام آن کار را هدر داد، اما کار در گوشهي ديگري از اتاق دوباره شروع ميشود.
| نويسنده | ريچل كاسك |
| قطع | رقعي |
| مترجم | فرزانه طاهري |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 154 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * |
| وزن | 250 |
| سال چاپ | 1405 |
هنوز نظري ثبت نشده است