ظرافت جوجه‌تيغي



موریل باربری نویسنده‌ی فرانسویِ (مراکشی‌الاصل) در ظرافت جوجه‌تیغی، استاد فلسفه‌ است. زنی علاقه‌مند به فرهنگ ژاپن؛ که هم‌اکنون در ژاپن زندگی می‌‌کند، و میزان این علاقه آن‌قدر زیاد است که در رمان درخشانش نیز از شخصیتی ژاپنی‌الاصل کمک می‌گیرد، تا آن‌چه را که در سر دارد، توسط او محقق کند. 

در مجتمعی اعیان‌نشین، رنه میشل، سرایداری پنجاه و چند ساله، و پالوما، دختری دوازده ساله، هر کدام به‌طور جداگانه، راوی اتفاقاتی هستند که می‌بینند؛ و همین‌طور راوی اتفاقاتی که انگار دلشان می‌خواهد هیچ چشمی نبیندشان. هر دویشان چیزهایی می‌گویند که توقع ندارید از این دو نفر بشنوید؛ یک زن پنجاه و چند ساله و یک دختر دوازده ساله با تفاوتی در ظاهر بسیار، اما طوری همکلام و همسو با هم که باورش سخت است و این‌جاست که باید به هوش و توانمندی موریل باربری معترف بود...



اتاقی که در آن اتفاق افتاد



به‌شکلی عجیب و غریب، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، جان بولتون، با یک توئیت توسط ترامپ برکنار شد. مردی که از تندروترین سیاستمداران ضدایرانی ترامپ به حساب می‌آمد و حالا این روزها به دشمن درجه یک او تبدیل شده است. 

"اتاقی که در آن اتفاق افتاد" دربرگیرنده‌ی خاطرات سیاسی اوست. بولتون در کتاب خود ناگفته‌ها و نکته‌های افشاگرانه‌ی زیادی را از دولت دونالد ترامپ نقل کرده که باعث شد دولت ترامپ تا چندماه جلوی انتشار کتاب را بگیرد و پس از انتشار آن، حواشی زیادی به وجود آمده‌ است.

بولتون بعد از افشاگری‌هایی که پس از برکناری‌اش داشت، توسط مایک پمپئو وزیر فعلی امور خارجه آمریکا خائن خوانده شد.

این‌ کتاب به‌تازگی توسط نشر امیرکبیر، با ترجمه‌ی محمد معماریان منتشر و روانه‌ی بازار کتاب شده‌ است.



پنج‌شنبه‌هاي خانم جوليا



رمانی دیگر از پیه‌رو کیارا، نویسنده‌ی کتاب به‌یادماندنی و خواندنی تقسیم. داستانی پیچیده و جذاب با درون‌مایه‌ی پلیسی، که نه تنها علاقه‌مندان به این ژانر، بی‌شک همه‌ و همه از خواندن آن لذت خواهند برد. 

و اما...

آیا خانم جولیا گم شده‌ یا گریخته است؟ 

این زن زیبا و ثروتمند، انگار مثل همیشه، برای دیدن دخترش به میلان رفته اما دیگر بازنگشته‌، و همسرش که وکیل قابل و معروفی‌ست، ماجرا را برای پلیس تعریف کرده و کارآگاهی وارد معرکه شده است. 

پنج‌شنبه‌های خانم جولیا، با ترجمه م. طاهرنوکنده، به‌تازگی از سوی فرهنگ نشر نو وارد بازار کتاب شده است. لذت خواندن این رمان‌ کم‌حجم را از دست ندهید.


ترانه ايزا



"ترانه ایزا" ؛ یک رمان‌ جذاب از نویسنده‌ی کاربلد مجاری؛ ماگدا سابو. 

اثری به لحاظ فرم و روایت، شبیه به رمان "در"، شاهکار دیگر این نویسنده.

در "ترانه‌ی‌ ایزا" هم باز با دو زن روبه‌روایم. باز هم تقابل دو زن؛ "اتی" زنی سالخورده، با نگاهی به پشت سر، زنی که میان گذشته و حال و آینده، میان دنیای جدید و قدیم سرگردان است. و "ایزا"، زنی دیگر، جوان و مدرن و شاغل، در شهری بزرگ. 

"اتی" همسرش را از دست داده و از روستای کوچکی که در آن زندگی می‌کرده به شهر آمده تا در آپارتمان دخترش "ایزا" به زندگی ادامه بدهد. و این آغاز یک ماجرای جذاب و خواندنی‌ست از نویسنده‌ای کاربلد... 


ترانه‌ی ایزا را نشر بیدگل، به‌تازگی با ترجمه‌ی نگار شاطریان، روانه‌ی بازار کرده‌ است.


آگاتا كريستي



پر‌فروش‌ترین نویسنده‌ی جهان، پس از شکسپیر، آگاتا کریستی‌ست. نویسنده‌ای که تحصیلات آکادمیک نداشته و علیرغم میل مادرش که نمی‌خواسته او تا هشت سالگی خواندن بیاموزد، در پنج سالگی توانایی خواندن داشته‌ است. از کودکی به داستان‌، شعر و رمان‌های هیجانی علاقه‌مند می‌شود و در هجده سالگی داستان‌های کوتاه می‌نویسد. در طی جنگ جهانی اول، شروع می‌کند به نوشتن داستان‌های کارآگاهی و کمی بعد از پایان جنگ، اولین رمانش با نام ” ماجرای اسرار آمیز در استایلز” منتشر می‌شود.

او با این‌که شش رمان عاشقانه نیز در کارنامه‌ی خود دارد، مهم‌ترین آثارش همان رمان‌ها و داستان‌های معمایی و جنایی اوست. داستان‌هایی پر گره و پیچیده، که بازگشایی گره‌هایشان در انتهای حوادث داستان، به‌هیچ‌ وجه حدس‌زدنی نیستند. 

محبوب‌ترین رمان این نویسنده انگلیسی، "ده بچه‌ی زنگی" یا همان "سپس هیچ‌کدام باقی نماندند"، داستان ورود ده بیگانه، هفت مرد و سه زن، به یک جزیره است که همگی متهم به ارتکاب جنایت هستند و فردی مرموز بر طبق یک شعر به کشتن یکایک آن‌ها اقدام می‌کند. کریستی دربارهٔ این رمان می‌گوید این رمان نیازمند تکنیکی دشوار و برای من بسیار چالش‌برانگیز بود. من از نوشتن آن بسیار لذت بردم و امیدوارم این رمان بتواند رضایت سختگیرترین خوانندگان را جلب کند.

جالب‌ است که بدانید آگاتا كريستي و همسرش ماكس مالون در سال ۱۳۱۰ برای ماه عسل به ايران و شيراز آمدند و برای اقامت به نارنجستان قوام رفتند؛ زمانی كه هنوز هيچ داستانی از كریستی به فارسی ترجمه نشده بود. او در زندگی‌نامه‌اش درباره‌ی شيراز و زيبايی‌های آن نوشته: «خوب يادم می‌آيد كه شيراز چه‌قدر قشنگ بود. باغ‌های شيراز مثل يك زمرد سبز خالص بودند كه رگه‌هايی از خاكستری و قهوه‌ای را در خود جا داده بودند. شيراز يك زمرد سبز زيباست»

کريستی بعدها "خانه‌ای در شیراز" را می‌نویسد. داستان قتلی که در خانه‌ای در شیراز اتفاق افتاده است. محلی که توصیفاتش شبیه همان نارنجستان قوام است.

آخرين سفر او به ايران در سال ۱۳۵۰ بوده‌ است؛ شش سال قبل از مرگش. در اين زمان او ديگر حسابی در ايران معروف بود‌ه، مثل حالا که بیش از ۷۳ رمان پلیسی از او به فارسی ترجمه شده است.