داستانهاي اسباببازي مجموعه داستاني عجيب است؛ هم موضوع داستانهايش و هم شکل و زمان نوشتنشان. سروش چيتساز در مقدمهاي که براي اين مجموعه نوشته و بيشباهت به داستاني از مجموعه نيست ميگويد اثرش پاسخي بوده به سوال دخترش دربارهي بعد يازدهم. او براي دخترش از جهاني گفته که در آن غير از ابعاد شناخته شدهي مکان و زمان، چندين بعد ديگر هم هست که بشر هنوز ازشان بيخبر است.
کساني با مهارتهايي خاص يا به تصادف موفق به گشودنشان ميشوند و ناگهان خود را در جهاني تازه مييابند. جهاني که هر تکهاش در يکي از اين داستانها تصوير ميشود. تصوير مردي که بعد از سالها تلاش «لاتاري» ميبرد، اما «لاتاري» اسمي است که به مجازات اعدام دادهاند؛ تصوير پدر و مادري که داوطلبانه آمدهاند تا فرزند نوجوانشان را به ادارهي ارزيابي لو بدهند؛ تصوير روز قتل نويسنده، همان روزي که به جهت پارهاي توضيحات به دادگستري آمده و بعد در کمال خونسردي و با شقاوت کشته ميشود؛ يا تصوير آنهايي که شبانه قوزک پايشان قلم ميشود و غير از کفشهاي پر از خون چيزي ازشان باقي نميماند؛ تصوير جزيرهي اسباببازي که لذتهاي جسمي و ممنوعه را به بهايي گزاف فراهم ميکند؛ و... اينها اسباببازيهايي هستند که بابا سروش با آنها براي دخترش قصه ميبافد. بعد يازدهم منطقهي ممنوعهاي است که سروش پدر کنجکاوي دربارهاش را براي دخترش قدغن کرده است، اما رفتهرفته خودش در دام خيالپردازي افتاده و حالا عروسکهايي ترسناک شدهاند که به محض خلقت جان ميگيرند و در جهان پخش ميشوند؛ گويي جعبهي پاندورايي که تصادفا باز شده و اشباحش بيرون ريخته باشند. و ديگر هيچ قدرتي نتواند آنها را سرجاي شان برگرداند.
| نويسنده | سروش چيتساز |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 184 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * |
| وزن | 250 |
| سال چاپ | 1405 |
هنوز نظري ثبت نشده است