مفيستو نزد خدا ميآيد و دعوي ميکند ميتواند با نيروي شيطانياش کار فاؤست را به تباهي بکشد اگر که در گذر او بر زمين ملازمش باشد. چنين، سينهي فاؤست آوردگاه دو نيروي ايزدي و اهريمني ميشود و سرنوشت اين دانشمند ــکه در پي آگاهي بر همهي رازهاي جهان و گذار از همهي مرزهاي محدود هستي انساني استــ بدل به سرنوشت نوع بشر.
تراژدي او زماني رخ ميدهد که انسان از دامان طبيعت بهدر ميآيد و با دستيازي در ساحت آن، خدايوار راه خودمختاري در پيش ميگيرد. فاجعههايي که وي در اين راه به بار ميآورد، نه ناشي از خصلتي خاص، که برخاسته از منش انسان مدرن است.
| نويسنده | يوهان ولفگانگ فون گوته |
| قطع | رقعي |
| مترجم | محمود حدادي |
| نوع جلد | گالينگور |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 550 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.53 * 21.5 * 3 |
| وزن | 1600 |
| سال چاپ | 1405 |
هنوز نظري ثبت نشده است