ميلان کوندرا در ميان مجسمههاي دوشسها و الهههاي هنر و شاعران باغلوکزامبورگ، درست همانطور که در جشن بيمعنايي توصيف شدهاند، قدم ميزند. با بالارفتن سن، ازاينپس زندگي نويسنده به بنبست منطقه هفتم پاريس ختم ميشود. او بهندرت از آنجا ميگريزد. پردههاي خانه کشيده شدهاند و نميگذارند چيزي از زندگي روزمرهه مخفي او به بيرون درز کند. پنجرهها بستهاند و فريادهاي بچهها را، که از ميدان گلکاريشده به گوش ميرسند، خفه ميکنند. حتي خانه توکه، شهري که به ناگاه بسيار «بيريخت» شده است، ديگر نميتواند حواس ورا کوندرا را از جايي که اکنون آن را «زندان» خودش مينامد پرت کند. در جستوجوي ميلان کوندرا در ميانه تحقيق روزنامهنگاري و زندگينامه قرار ميگيرد. خواننده لحظهبهلحظه زندگي ميلان کوندرا را دنبال ميکند تا شايد بفهمد چه شد که يکي از پرخوانندهترين نويسندگان جهان از کوچه بنبستي در پاريس سر درآورد و نزديک به چهلسال همانجا در سکوت و سايه ماند.
| نويسنده | آريان شومن |
| قطع | رقعي |
| مترجم | ابوالفضل اللهدادي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 152 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14 * 21.5 * 0.8 |
| وزن | 160 |
| سال چاپ | 1404 |
هنوز نظري ثبت نشده است