شايد همه اتفاقات خواب بوده و نه هيچ وقت نه شبي بوده نه باراني و نه صدايي. خيلي كه گذشت من لبريز شدم و قلبم به تكاپو افتاد. بايد صدايش را ميشنيدم بايد باور ميكردم. بالاخره تماس گرفتم تا صدايش را شنيدم. همه حرفهايي كه تمرين كرده بودم فراموشم شد. حال و احوالپرسي كردم و بدون هيچ حرف اضافهاي خداحافظي.
| نويسنده | افسانه نادريان |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 680 |
| نوبت چاپ | 2 |
| ابعاد | 14.5 * 2.5 * 21.5 |
| وزن | 651 |
| سال چاپ | 1395 |
هنوز نظري ثبت نشده است