چهل نامه كوتاه به همسرم: «عزيز من!
گهگاه، در لحظههاي پريشان حالي، ميانديشم كه چه چيز ممكن است عشق را به كينه، دوست داشتن را به بيزاري، و محبت را به نفرت تبديل كند...»
يك عاشقانه آرام: «کتاب حاضر دربردارنده داستاني در مورد گيله مردي مبارز و سياسي است که براي يافتن نابترين عسل دنيا در دامنه ساوالان، عاشق «عسل»، دختر آذري زيبا و سياسي مسلکي ميشود. در اين داستان روند و مراحل برنامهريزيهاي زندگي مبتني بر عشق اين دو روايت شده است. مرد، معلّم ادبيات و يک مبارز مخالف است. از همين رو، خانهبهدوشي به آنها تحميل ميشود و داستان زندگي پرالتهابشان تصوير ميشود.»
بار ديگر شهري كه دوست ميداشتم:
«خواب.
تنها خواب، هليا!
دستمالهاي مرطوب تسكيندهنده دردهاي بزرگ نيستند.
اينك دستياست كه با تمام قدرت مرا به سوي ايمان به تقدير ميراند.
اينك، سرنوشت، همان سرافرازي ازلي خويش را پايدار ميبيند.
شايد، شايد كه ما نيز عروسكهاي كوكي يك تقدير بودهايم...
نميدانم...»
| نويسنده | نادر ابراهيمي |
| قطع | پالتويي |
| نوع جلد | گالينگور |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 536 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 12.4 * 7 * 17.8 |
| وزن | 1020 |
| سال چاپ | 1395 |
هنوز نظري ثبت نشده است