ايفا: اونجا جاييه كه آنتوني انداختش زمين. خيلي عصباني شده بود، هيچي نميتونست آرومش كنه غير از اينكه آنتوني ديگه نتونه پاشو بذاره اونجا.
توني: ميگي من سي سال آزگار اين در و اون درو باز ميكنم، چرا، چون غرور يه دختربچه كينهاي جريحهدار شده؟
ايفا: آره. حالا هم اگه اون قطعه رو ميخواي بايد اونو راضي كني.
توني: باهاش حرف بزن ايفا. به تو گوش ميده.
ايفا: من تو كارش دخالت نميكنم. اگه اون رفته بود بوكسبازي تو المپيك، ايرلند طلا رو گرفته بود.
| نويسنده | جان پاتريك شنلي |
| قطع | رقعي |
| مترجم | حميد احيا |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 112 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.5 * 0.5 * 20.5 |
| وزن | 131 |
| سال چاپ | 1394 |
هنوز نظري ثبت نشده است