شيوا مودبانه سلام كرد و احوالم را پرسيد. قامت بلندي داشت و از نوع لباس پوشيدنش ميشد حدس زد از خانوادهاي مرفه باشد. چشمهايي درشت و مشكي داشت و موهاي لخت و سياهش روي پيشانياش فرق شده بودند. او را نميشناختم، اما نميدانم چرا طرز نگاه و حالت چهرهاش آنقدر برايم آشنا بود. نگاهش مهربان و چهرهاش معصوم بود، با اين حال، چيزي عجيب در نگاهش ته وجودم را ميخراشيد و آزارم ميداد.
| نويسنده | عطارياني |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 540 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.2 * 2.8 * 21.2 |
| وزن | 593 |
| سال چاپ | 1394 |
هنوز نظري ثبت نشده است