مهسا وقتي پريشان و مستاصل پشت ميز كارش نشست، دستش را بر روي قلبش گذاشت. گويي چيزي بر روي قلبش سنگيني ميكرد. خودش هم نميدانست آن چيز نفرت بود يا چيزي مشابه آن!
هرچه بود باعث حساسيت شديد او گشته بود و كينه بيمورد او براي خودش هم جاي تعجب داشت!
| نويسنده | مهناز همدانيزاده |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 632 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14 * 2.7 * 21 |
| وزن | 700 |
| سال چاپ | 1394 |
هنوز نظري ثبت نشده است