عصر بود كه آرش به تلفن همراه نسيم زنگ زد. نسيم تازه از دانشگاه آمده بود و در اتاقش در حال عوض كردن لباسش بود. با صداي زنگ تلفن به سمت كيفش رفت و گوشي را بيرون آورد. با ديدن نام آرش لبخندي بر لب آورد و جواب داد. بعد از احوالپرسي گفت: ‹‹دلم برات يه ذره شده.››
‹‹منم همينطور... فردا به تهران ميآم تا با هم به شمال برگرديم.››
‹‹چرا؟!...››
| نويسنده | مرضيه بايگان |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 484 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.4 * 2.3 * 21.2 |
| وزن | 525 |
| سال چاپ | 1390 |
هنوز نظري ثبت نشده است