تقريبا تمام فاميل خبردار شده بودند. آقا جانم و عزيز جون به شدت نگران وضعيت روحي و روانيام بودند. الهه و رابعه و ريحانه از ترسشان هر روز به من سر ميزدند و نگرانم بودند. بالاخره به هر نحوي كه بود با تهديد و فشار محمدباقر راضي به طلاق شد. روزي كه براي گرفتن طلاق به محضر رفتم، انگار برايم روز آزادي از غل و زنجيري بود كه محمدباقر به پايم بسته بود.
| نويسنده | زهره دراني |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 346 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14 * 2.1 * 21 |
| وزن | 400 |
| سال چاپ | 1388 |
هنوز نظري ثبت نشده است