چه ميشد اگر انساني كه در بستر مرگ افتاده، خود را به تمامي تسليم مرگ نكند؟ چه ميشد اگر كسي كه به علتي ( يك بيماري هولناك يا هر چيز ديگري) رو به مردن ميرود، ناگهان مرگ را متوقف كند و نميرد؟ حكم مرگ قصه زني است كه چنين مي كند. اين ماجرا در عالم رويا رخ نداده است، همه چيز واقعي است و آن زن سالها پيش در ميان خود ما زندگي كرده است، گرچه عجيب به نظر ميرسد. حكم مرگ حكايت جدال هميشگي بشر با مرگ است. اين داستان را موريس بلانشو نويسنده و فيلسوف رسانه گريز فرانسوي نوشته است، كسي كه فهم بسياري آموزههاي مدرن بدون خواندن آثار او ناممكن مينمايد و داستان حكم مرگ بي گمان يكي از مهم ترين نوشتههاي اوست. مقدمه مترجم همچون درگاهي خواهد بود براي ورود به جهان بلانشويي آثار بلانشو، و بالاخره متن كامل سخنراني ژاك دريدا- انديشمندي كه شيفته بلانشو بود- خواننده را در فهم بيشتر آراي وي ياري خواهد كرد.
| نويسنده | موريس بلانشو |
| قطع | رقعي |
| مترجم | احمد پرهيزي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 128 |
| نوبت چاپ | 4 |
| ابعاد | 14.2 * 0.6 * 21.5 |
| وزن | 120 |
| سال چاپ | 1395 |
هنوز نظري ثبت نشده است