| در ورشو هرجا باشي جاي زخمهاي جنگ را ميبيني | کافه پولونيا درباره «پناهندگان لهستاني» است. منصور ضابطيان در جريان سفرش به ورشو، با تعدادي بازماند? لهستاني که در سال 1321 به ايران وارد شدند؛ مصاحبه و به دنبال آن به شهرهايي در ايران سفر ميرود که يا مقصد پناهندگان بوده، يا آرامگاه ابديشان. او پس از جستوجوي نشانهها و خاطرهها، مشاهدات خودش را از وقايع به تصوير ميکشد. بنابراين، کتاب حاضر «سفرنامه لهستان» نيست اثري خواندني و تأثيرگذار است از تلاشهاي غيرانسانيِ انسان براي از بين بردن همنوعش. از متن کتاب چه دختران و زناني که زير اين کار سنگين جانشان را از دست ندادند. مادر ماريا هم هر روز به جنگل ميرود. دستهايي که روزي بهترين گلدوزيهاي جهان را انجام ميداد، حالا بايد تبر به دست ميگرفت و درخت ميانداخت. او در اين کار تنها نبود. صدها شاعر، نقاش، نويسنده، افسر، پزشک و مهندس لهستاني هم داشتند همان کار را ميکردند.
| نويسنده | منصور ضابطيان |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 200 |
| نوبت چاپ | 2 |
| ابعاد | * * |
| وزن | 250 |
| سال چاپ | 1405 |
هنوز نظري ثبت نشده است