تيري که از کمون رها ميشه فقط و فقط به مهارت تيراندزاش مربوط ميشه. تيراندازه که با مهارتش تيرو به هدف ميشونه يا خطا ميکنه. تير فقط کارش اينه که يا مرگو همراه خودش بِبَره يا زندگي رو. اما معنياش اين نيست که با خودش آرزوي به هدف نشستن يا اميد خطا رفتنو نداشته باشه. من يه تير سالخورده و پيرم. هزاران بار به هدف نشستهم و هزاران بار به خطا رفتهم. توي اين هزاران هزار بار، شده که واقعاً دلم نخواد به هدف بخورم، همونطور که بارها و بارها شده که دلم خواسته، اتفاقاً، به هدف بخورم… اين بار يکي از همون دفعههاست که دلم نميخواد به هدف بخورم. اما من تيريام که شاهزاده «تيان» اونو پرتاب کرده. شاهزاده «تيان» تيرانداز ماهريه. پس من الان روي دوشهاي خودم مرگو ميبرم… کاش به خطا ميرفتم.
| نويسنده | محمد چرمشير |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 88 |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * 0.5 |
| وزن | 350 |
| سال چاپ | 1405 |
هنوز نظري ثبت نشده است