| چيزهاي خيلي بدتري از ظاهر شدن مردهها هم وجود دارد.| داستان کرم چوب مربوط به سرگذشت چهار نسل از زنان يک خانواده است که در خانهاي تسخيرشده زندگي ميکنند. خانهاي که مدام صداي حرکت کرمها و حشرات در آن طنينانداز است. ديوارهايش پوشيده از اجساد و اتاقهايش محل تردد اشباح است. خانه و ساکنانش توأمان هم عذاب ميکشند و هم در تلاشاند تا به ناعدالتيهاي پيرامونشان واکنش نشان بدهند؛ اما نميتوانند از ميراث شومي که برايشان در نظر گرفته شده فرار کنند. از اين رو به انتقام پناه ميبرند. از متن کتاب پيرزن بعد از بيرون آمدن از خلسهاش يک کارت دعا به من داد. گفت اين را بده به خبرنگار آن بيرون و بعد در حال زيرورو کردن اخگرها براي آتش لالايي خواند تا خاموش شود. عکسي بود از فرشت? مقرب، جبرئيل با زر?طلايي و بالهاي گشوده. شمشيري در يک دست داشت و چيزي ترازومانند در دست ديگر که دوستش داشتم، چون انگار داشت ميگفت عدالتي بدون مرگ و مرگي بدون تاوان در کار نيست.
| نويسنده | لايلا مارتينس |
| قطع | جيبي |
| مترجم | سحر قديمي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 144 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | * * |
| وزن | 300 |
| سال چاپ | 1404 |
هنوز نظري ثبت نشده است