در هر زمانهاي، در کنار آنچه مردم گفتن و انجامدادنش را طبيعي فرض ميکنند، در کنار آنچه کتابها و پوسترهاي داخل مترو و حتي داستانهاي خندهدار توصيه ميکنند که به آن فکر کنيم، هستند چيزهايي که جامعه دربارهشان سکوت ميکند، بيآنکه به آن واقف باشد، و کساني که اين چيزها را حس ميکنند ولي نميتوانند نامي از آنها ببرند محکوماند به رنج تنهايي. سپس روزي بهناگهان، يا بهتدريج، اين سکوت شکسته ميشود و درباره چيزهايي که بالاخره به رسميت شناخته ميشوند کلماتاند که سرريز ميکنند و در همان زمان، در آن سطح زيرين، باز سکوت است که دربار? آن چيز و اين چيز شکل ميگيرد.
نثر دلربا و الهامبخش و ژرفبين ارنو همچون رقصندهاي بين حيات جمعي و زندگي خصوصي، بين تاريخ «فراخ» و تجربه شخصي، در رفتوآمد است. «سالها» تأملي است فلسفي با شتاب يک ترن هوايي در پيچوتاب چند دهه: که چگونه زودتر از آنچه بايد خود را تحليل ميبريم و مصرف ميکنيم، که چگونه به معني ميرسيم اما از آن شانه خالي ميکنيم، که راهورسم زندگي کردم کدام است و راهورسم به ياد سپردن کدام –درونمايه کارهاي ارنو اينهاست. من تشنه آثار جديد او هستم.
(کپکا کاسابووا)
| نويسنده | آني ارنو |
| قطع | پالتويي |
| مترجم | فرزاد مرادي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 312 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | * * |
| سال چاپ | 1402 |
هنوز نظري ثبت نشده است