چشمانش از شدت خستگي و خشم كاسهي خون شده بود و حتي در آن هواي سرد و برفي، عرق از پيشاني بلندش ميچكيد.
روزها در تعقيب اهريمن بود و حال رو در رويش ايستاده بود...
اهريمن كه تاكنون چنين رقيب قابلي به خود نديده بود از زمين برخاست و از شدت خشم دندانهايش را بهم فشرد...
هر دو مرد شمشيرهايشان را از نيام بيرون كشيدند و با كينه و نفرت به چشمان يكديگر خيره شدند..
نيكي عليه پلشتي ...
عشق عليه اهريمن..
لئو عليه ماتايسن...
آن دو شمشيرهايشان را بالا بردند و فريادكشان به سوي هم دويدند و فرشتگان و شياطين را محو قدرت خود كردند...
«شايد اگر عشق را باور ميكردند نيازي به كفاره با خون نبود»
| نويسنده | آرمان ميرزايي |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 268 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 13.8 * 21 * 1 |
| وزن | 291 |
| سال چاپ | 1398 |
هنوز نظري ثبت نشده است