بيشتر دو كوچه را به ياد ميآورم كه هر دو مشخصا به يك ميدان و يا شايد به ميدانهاي ديگري ميرسيدند. از هر كوچه كه ميرفتيم ار مسيري همانند عبور ميكرديم. شبها دروازه را نميبستند، يعني گاهي ميبستند و گاهي نميبستند. من شب از يكي از اين كوچهها ميرفتم. همهجا خلوت بود. مناظر و مرايا عجيب بودند. در روز اين صحنهها و تصويرها عوض ميشد. يكي بود كه پتويي يا نمدي بر دوش داشت. هميشه از من جلو بود. من به دنبال او ميرفتم...
| نويسنده | سيروس شميسا |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 232 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.4 * 1 * 21.5 |
| وزن | 263 |
| سال چاپ | 1394 |
هنوز نظري ثبت نشده است