استيو: اون فوقالعادس! همهچيش عاليه: وزن، سرعت، رده! همه چي! بهتر از اين ديگه چي ميخواي؟ هر وقت كه اراده كنه، حتما واسه تيم ملي انتخابش ميكنن! من ميدونم كه چي ميگم.
رالف: (درحالي كه ديگران مشغول نشستن ميشوند، گوشي تلفن را بر ميدارد.) سلام... كي؟... نه... نه... هنوز كه اينجا نيومده... باشه؛ بهش ميگم. فهميدم... خداحافظ.
سندي: (به استيو) آره، رفيق... اين احتمال داره، ولي اينو كم داره... (با دست به پيشانياش اشاره ميكند.) براي بازي عقل لازمه. يه تيم هدايت ميخواد؛ مثل همه چي.
استيو: ميخواي بگي مخ ميخواد؟ داره. اونم به اندازه تو مخ داره! شايد خودت مخ درست و حسابي نداري كه هنوز نتونستي اينو بفهمي...
رالف: (وارد گفتوگو ميشود.) گفتين مخ؟ پس دارين راجع به من حرف ميزنين؟
سندي: تو، رالف؟ برو بابا! فيزيكت كه صفره. ادبياتتم كه تعطيله... وضع تاريختم كه پاك خيطه... زيستشناسيتم كه فاجعس...
| نويسنده |
|
| قطع | جيبي |
| مترجم | محمدرضا خاكي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 136 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 11.3 * 0.8 * 16.4 |
| وزن | 104 |
| سال چاپ | 1393 |
هنوز نظري ثبت نشده است