نويسنده در رمان "پستي "ميكوشد پيچيدگي و تناقض انسان معاصر را روايت كند .هر فصل رمان داستاني جداگانه دارد كه خرده روايتها، تصوير سازيها و حس برانگيزيها در آن به هيچ قطعيت ثابتي نميرسد، بلكه با گره خوردن به فصل مجزاي بعد از خود و داستاني متفاوتتر از داستانهاي پيش از خود به مفهومي باز هم متزلزل منتج ميشود .اي بسا همان پستي و بلنديهاي روح انسان معاصر باشد .شخصيتها يا موقعيتهاي داستاني يا حتي فصلهاي داستاني، فقط با هوشياري و مكاشفه مخاطب ميتواند حفرههاي مرئي و نامرئي موجود در بستر زمان را عرصهاي براي كشف و شهودهاي تم اصلي رمان فراهم كند . رمان پستي، زماني مخاطب محور است ;يعني نويسنده با حذف آگاهانه برخي از ابزار و عناصر اصلي و فرعي ساختاري رمانش كاملا آگاهانه و عامدانه سعي كرده مخاطبش را به تلاش براي تفكر و تعمق بيشتر وا دارد و پر كردن حفرههاي خالي روايي و مفهومي را به او واگذارد .
| نويسنده | محمدرضا كاتب |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 256 |
| نوبت چاپ | 2 |
| ابعاد | 14.5 * 1.2 * 21.6 |
| وزن | 300 |
| سال چاپ | 1389 |
هنوز نظري ثبت نشده است