حامد: در پاركينگ شما چهار تاق باز بود ، ديدم از اين طرف صرف بيشتري دارد! (يكي دو قدم پيش ميآيد.) سلام... انگار جاي حساسي وارد صحنه شدهام. شعر ميخوانديد؟
رخساره: ما، در وقت خودش شعر هم ميخوانيم.
حامد: شعر و موسيقي، دو پاي ثابت محفل استاد! (توي دستهاي سرد و بستهاش ها ميكند و به سمت پيانو ميآيد.) و پيانو... كه هميشه مرا ياد يك بيت، يك بيت مرموز مياندازد. چه بود فال آن شب؟ به چشم كردهام ابروي ماه سيمايي... هه!
انار دانه كرده و خاله ناهيد با يك پيرهن ماكسي مشكي كنج كاناپه نشسته بود...
| نويسنده | اكبر رادي |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 190 |
| نوبت چاپ | 6 |
| ابعاد | 14 * 1 * 21 |
| وزن | 200 |
| سال چاپ | 1396 |
هنوز نظري ثبت نشده است