بيرون، لحظهاي باد وزيد ولي زود آرام شد و صداي نفس كشيدن كسي به گوش رسيد كه در آن لحظه در بستر غلتي زده بود. باد ييلاقي فرو نشست ديگر بوي خاك و علف مرطوب به مشام نميرسيد. گفتم: «فردا اگر زني را ديدم كه دارد روي ديوارها مينويسد: چشمهاي سگ آبيرنگ آن وقت تو را خواهم شناخت.
| نويسنده | گابريل گارسيا ماركز |
| قطع | رقعي |
| مترجم | بهمن فرزانه |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 108 |
| نوبت چاپ | 4 |
| ابعاد | 14.4 * 0.5 * 21.4 |
| وزن | 100 |
| سال چاپ | 1391 |
هنوز نظري ثبت نشده است