طي ماموريتي در استانبول بازرس برلاخ با تبهكاري شرطي ميبندد:
"انسان مهرهي شطرنج نيست كه جنايتكارها به دلخواه حركتش بدهند. هر جنايتكاري زماني دستش رو ميشود"
بعد از چهل سال برلاخ، پير و بيمار، فرصتي پيدا ميكند و بايد اين شرط را ببرد...
دورنمات در اين رمان دنيايي آفريده است پر از هراس و اميد، ابر و آفتاب، مرگ و زندگي.
| نويسنده | فردريش دورنمات |
| قطع | جيبي |
| مترجم | محمود حسينيزاد |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 160 |
| نوبت چاپ | 10 |
| ابعاد | 12 * 0.6 * 16.7 |
| وزن | 100 |
| سال چاپ | 1401 |
هنوز نظري ثبت نشده است