وقتي كه خوشحاليم مادرم خيلي خوب ميرقصد. زنهاي همسايه با تشت دايره ميزنند و مادرم رقص كردي ميكند و رقص شاطري هم بلد است. اما هيچ وقت جلوي پدرم نميرقصد. پدرم هر وقت عصباني ميشود به ما ميگويد:‹‹اي رقاصهاي بيآبرو.›› و معلوم است كه از رقص بدش ميآيد.
من نميدانم كه مادر من كه اين قدر خوب است چرا هيچوقت عكسش توي روزنامه يا مجلهاي نيست و هيچوقت مادر نمونه نشده است. وقتي كه سالي يكبار بند مياندازد، خيلي هم قشنگ ميشود.
| نويسنده | علياشرف درويشيان |
| قطع | جيبي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 96 |
| نوبت چاپ | 18 |
| ابعاد | 10.7 * 0.5 * 14 |
| وزن | 50 |
| سال چاپ | 1396 |
هنوز نظري ثبت نشده است