اريك واينماير با بيماري خراشيدگي شبكيه چشم متولد شد و در سن سيزده سالگي به طور كامل از نعمت بينايي بيبهره گرديد. با وجود اين معلوليت، اريك زندگي پرشوري را در پيش ميگيرد. در اين كتاب او از سرنوشت پرماجرا ، اميدبخش و تاثيرگذار خويش ، در تكاپو براي گذر از محدوديتهايي كه نابينايي و دنياي افراد بينا بر او تحميل كرده و نقش خانوادهاش در مبارزه با اين ناملايمات سخن به ميان ميآورد. سخن از مادري كه براي شفاي چشمان فرزندش، دست به دعا بر ميدارد و پدري كه فرزندش را در تلاش براي گام نهادن بر بلنداي كوهستانها تشويق ميكند. او از روياهايش براي صعود به بام دنيا سخن ميگويد؛ رويايي كه به حقيقتي حيرتانگيز تبديل ميگردد، رويايي كه تنها عده قليلي از كوهنوردان موفق به تحقق آن شدهاند. از قلل برف گرفته مك كنلي، تا قلل سر به فلك كشيده آكونكاگو و كليمانجارو ، و سرانجام تلاش واپسين براي گام نهادن بر قله اورست.
| نويسنده | اريك وين ماير |
| قطع | رقعي |
| مترجم | بهروز خباز بهشتي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 496 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 15 * 2.7 * 21 |
| وزن | 625 |
| سال چاپ | 1390 |
هنوز نظري ثبت نشده است