ويسنته بلاسکو ايبانز جنگ جهاني دوم را نديد و زودتر از اتفاق افتادنش از دنيا رفت، اما رمان چهار سوار سرنوشت را زماني نوشت که جنگ جهاني اول را ديده بود و چون سياستمدار بود بهخوبي ميدانست که در اين جنگ چه اتفاقاتي در حال وقوع است و چگونه در حال پيشروي است. بي شک اگر او جنگ بعدي را ديده بود، آثار مهم ديگري نيز در زمينه ادبيات جنگ نوشته ميشود. او در اين رمان از هر کدام از کشورهاي درگير جنگ نمايندهاي در داستان گذاشته است تا جهان و روايتي بسازد از آنچه در ميداني بسيار بزرگ داشت اتفاق ميافتاد که او در کتاب چهار سوار سرنوشت آن را نمايندگي ميکرد. چهار سرباز در يک خانواده، هر کدام از يک مليت و کشور متفاوت قرار است در زمان جنگ زندگي کنند. اين آشفتگي به تمام زير و بمهاي زندگي آنها رسوخ ميکند و همهچيز را، از خانواده و عشق و ميهنپرستي و شور زندگي گرفته تا انسانيت را، تحتتأثير خود قرار ميدهد. يکي از ابتکارها و خلاقيتها و همچنين تازگيهاي اين اثر در همين نوع داستانگويي او مشخص است. در ادبيات جنگ که آثار ويژه و بزرگي در موردش نوشته شده ميتوان اهميت کتاب چهار سوار سرنوشت را از اين نظر دريافت که فقط مربوط به جنگ بدنها و سلاحها و تفکرات در جهان بيرون از خانه نيست، بلکه جنگ و ويراني در مرزهايي بسيار باريکتر، عميقتر، و شکنندهتر است. نشر قصه بارن چند رمان مهم از اين نويسنده را منتشر کرده است که داستان چهار سوار سرنوشت با ترجمه ريحانه عسگري يکي از آنهاست.
| نويسنده | وينسته بلاسكو ايبانز |
| قطع | رقعي |
| مترجم | ريحانه عسگري |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 428 |
| نوبت چاپ | 3 |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * |
| وزن | 500 |
| سال چاپ | 1404 |
هنوز نظري ثبت نشده است