کافکا رو به پدر تندخو و مقتدرش دست به قلم برد و در نامهاي بلندبالا از زخمهايش نوشت و اعتراف کرد که هميشه از او ميترسيده. رولان بارت يکروز پس از مرگ مادرش بنا کرد به نوشتن خاطرات سوگواري تا التيام بگيرد. توماس برنهارت، اين فرزندِ رابطهاي نامشروع، نوشتن را به مثابهي نوعي نفرتنامه در باب خانواده و پدر و مادرش به کار گرفت. و نويسندهي يتيمي چون ژان ژنه در نوشتن بود که به دنبال بديلي براي خانواده برآمده بود. رابطهي نويسندهها با پدر و مادرهايشان هميشه پيچيده و عجيبوغريب بوده است. رابطهاي گاه صميمي و آميخته به محبت، و گاه نيز توأم با کينه و نفرت. بههرحال، نبايد بر اين حقيقت چشم بست که نوشتن براي بسياري از نويسندگان کموبيش زماني آغاز شده که از خانواده نااميد شدهاند. آنها به خلوتِ کلمات پناه بردهاند. اما در عينحال نيز، از اين ميان چهبسيار که بازگشتهاند، به پشت سر خيره شدهاند تا مهر و کينهشان را به روايت درآورند...
گزند دلبستگي، چنان که از نامش نيز برميآيد (اين نام از عنوان ترجمهاي ميآيد که عبدالله توکل در دههي 30 براي رمان Les Liaisons dangereuses نوشتهي پير شوردلو دو لاکلو برگزيده بود) روايتِ درهمگوريده و مهرآکينِ همين رابطه است. مجموعهاي از درخشانترين جستارهاي پدر-مادري به قلمِ بزرگترين نويسندگان دوران ما که براي مخاطب فارسي نيز آشنايند. از ريموند کارور و آن پچت گرفته تا زيدي اسميت و ادوارد سعيد. کتاب در دو بخش «پدران» و «مادران» گرد آمده و در پايان نيز دو جستار با قلم مترجم کتاب، ليلا نصيريها به آن ضميمه شده است. نصيريها در اين دو جستار به سراغ پدر و مادرش رفته و روايتهايي را از رابطهاش با آنها بهدست داده است
| نويسنده |
|
| قطع | رقعي |
| مترجم | ليلا نصيريها |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 210 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * 2 |
| وزن | 230 |
| سال چاپ | 1404 |
هنوز نظري ثبت نشده است