«خودم رو كنار كشيدم، فكر كردم ميخواد از جلوي من رد شه گم شه بره. ولي ميدوني چي شد؟ خادم كليسا صندلي رو آورد و درست همونجايي كه وايساده بودم گذاشت تا شازيك يهكاره روش جا خوش كنه. دود از كلهام بلند شد، چشمهام سياهي رفت، چهار ستون بدنم به لرزه افتاد!»
دو خانواده متمول و با نفوذ محله به خاطر يك صندلي به جان هم ميافتند و جامعه را هم دو جناح ميكنند. در اين كشمكش غير اخلاقي، منافع مردم و راستي و صداقتشان پايمال ميشود. قدرت اتيان نيز در به تصوير كشيدن همين زشتيهاي زندگي به شيوه طنز است.
| نويسنده | يرواند اتيان |
| قطع | رقعي |
| مترجم | آندرانيك خچوميان |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 432 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.3 * 2 * 21.5 |
| وزن | 511 |
| سال چاپ | 1395 |
هنوز نظري ثبت نشده است