با خواندن هر کدام از اين داستان، گويي پا به خياباني گذاشتهايم، در گوشهاي به ظاهر آشنا در جهان، اما کمي پيشتر که ميرويم احساس غريبي ميکنيم. سر هر پيچي خطري در کمين است، يا زمين زير پايمان خالي است که ممکن است ناگهان دهان بگشايد... گاهي وقتها فقط پنجره را باز ميکنيم، نه حالش را داريم بيرون برويم و نه دلش را. يک گوشه را ميبينيم و تمام. نويسندههاي اين مجموعه اغلب روايتهايي ساده و بي پيچ و خمي را براي قصههايشان انتخاب ميکنند. اين نويسندگان با کمترين تعداد کلمات، روابط بين آدمها را نشان ميدهند... دنبال اسم ميگردم، براي من همه داستانهاي اين مجموعه، داستان ناگهان است. داستانهايي از سراسر جهان با يک ويژگي مهم، کوتاه، چکشي و پر مغز.
| نويسنده |
|
| قطع | رقعي |
| مترجم | اسدالله امرايي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 216 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14 * 1 * 20.9 |
| وزن | 238 |
| سال چاپ | 1395 |
هنوز نظري ثبت نشده است