حال و روز مردم مصر پريشان است. چهره قاهره غريب شده و با آنچه كه در سفرهاي قبلي ديده بودم بسيار تفاوت كرده است. حرفهاي مردم نيز تغيير كرده است. من با زبان و لهجههاي سرزمينشان آشنا هستم. در نگاهم، چهره قاهره شبيه بيماري در حال گريه است، يا مثل زني وحشتزده، كه از تجاوز در آخر شب هراسان است. آسمان هم صفاي خود را از دست داده و با مه آمده از سرزمينهاي دور، گرفته و ماتم زده و سياه شده است، ياد شهرهاي كوچك وبا زده هند ميافتم. هوا از رطوبت سنگين شرجي شده است، انگار خانهها در انتظار تقدير ناشناختهاي هستند كه دير يا زود بر سر آنها فرود ميآيد.
| نويسنده | جمال غيطاني |
| قطع | رقعي |
| مترجم | رضا عامري |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 256 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 13 * 1.2 * 21.5 |
| وزن | 268 |
| سال چاپ | 1394 |
هنوز نظري ثبت نشده است