حق آن است كه طنز، «قهقهه بيغمان غيرت مرده بيچرا خند» است و نه «زهرخند دمل پرچرك و خون وجود ظالمان كه با دشنه ستمكشان، لب گشوده». طنز، نه حشيش و شراب و قرص روانگردان و توهمزاست، نه تيزي و خنجر و بمب اتمي!
طنزپرداز همواره حامل خبرهاي تلخ و ناگوار است: فقر، تبعيض، حقكشي، گراني و تورم، مشكلات اجتماعي، فرهنگي، معشيتي و ... چه سخت است كار اين جغد بختبرگشته كه ميبايست وقايع و اخبار تلخ را گرد آورد، آن را در حضور مسببان وقايع به مردم منتقل كند، مراقب باشد كه به ايجاد نوميدي و سياهنمايي متهم نشود، خبرها را به گونهاي نقل كند كه نه مردم و نه باعثان و بانيان تلخيها او را هدف سنگ ملامت نكنند، با ذكر اخبار تلخ و ناگوار، باعث دلگرمي و اميد و نشاط شود و از همه سختتر، آنكه متوقع باشد در قبال اين بدخبريها، از او همچنين كبوتر حرم، استقبال و پذيرايي كنند!
| نويسنده | اميد مهدينژاد |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 264 |
| نوبت چاپ | 4 |
| ابعاد | 14.5 * 1 * 21.5 |
| وزن | 300 |
| سال چاپ | 1392 |
هنوز نظري ثبت نشده است