به امید دل بستم (گالینگور)
معرفی کتاب
در پس دورنمای بیرحم یک بیمارستان، من به پسرکی بازیگوش با چشمهایی به رنگ خورشید دل بستم که در آن ویرانه تنها دلخوشیام شد. همین موجب شد زمانیکه مقابل چشمهای من جان خود را گرفت روحم متلاشی شود. از آن روز، سوگند خوردم دیگر به هیچکس دل نبندم. به جز سه نفر: دوستهایم، سونی، نئو و کور. گروهی از بچههای سرکش که مرگ را انتظار میکشیدند. سونی با همان یک ریهای که دارد هوای آزادی را به داخل ریههایش کشیده و ما را رهبری میکند. نئو، نویسنده بداخلاق روی صندلی چرخدار، تمام کارهای مهمی که تا به امروز کردیم از دزدی گرفته تا ترساندن پرستارمان را ثبت و ضبط میکند. کور، خوشقیافه گروه، با بدنی ماهیچهای، غول مهربانی است که قلبش دارد از کار میافتد. پیش از اینکه مرگ ناگزیر ما را از پای درآورد، من و دزدهایم آخرین سرقت خود را برنامهریزی میکنیم. فراری بزرگ که ما را از شرِ والدین بددهان، فقدانی کمرشکن، و واقعیت بیماریهایمان خلاص میکند. اما روزی که یک نفر دیگر از آن در داخل میآید چه میشود؟ دخترکی که به مهمانی ما پیوسته و با لبخند شیطنتآمیزش من را از حرف زدن عاجز میکند. چه اتفاقی میافتد وقتی خورشید را در چشمهایش میبینم، و با اینکه میترسم دوباره کسی را از دست بدهم، اما با اینحال عاشقاش میشوم؟
- نام کتاب
- به امید دل بستم (گالینگور)
- نویسنده
- لنکالی
- مترجم
- پگاه فرهنگمهر
- تعداد صفحات
- 520
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- گالینگور
- نوبت چاپ
- 1403
- موضوع
- ادبیات داستانی آمریکا
- کد کالا
- 88945
- زبان
- فارسی
- طول
- 21.5
- عرض
- 14.5
- قطر
- 3
- نوبت چاپ
- 1
- کد موضوع
- 813/6
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
از این ناشر
باهم بخوانیم
از این نویسنده
باهم بخوانیم
از این مترجم
با هم بخوانیم