سروکله? پسربچه پيدا شد. روى کاپشنش برف نشسته بود، حدوداً شش سال داشت و کفشهايش بزرگ و گلى بود. خودش را روى دِسيگال انداخت و داد زد: «سلام پدربزرگ.» او را ماچ کرد، بعد به طرف خانم لومون هجوم برد و جيغ زد: «سلام مادربزرگ!» اشتباهى که در شناسايى جدش مرتکب شده بود، موقعيت را پيچيدهتر کرد. سروکله? زن پيدا شد. کلاهى به سر داشت و بارانى مندرسى به تن و مثل پسربچه برفى بود.
با صداى بلند گفت: من دخترتونم!
بعد به بچه اشاره کرد و گفت: اين هم نوهتون!
| قطع | رقعي |
| نويسنده | رمون كنو |
| مترجم | مهسا خيراللهي |
| نوع جلد | شوميز |
| تعداد صفحات | 178 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * |
| وزن | 220 |
| سال چاپ | 1405 |
هنوز نظري ثبت نشده است