| سعي ميکردم همه اينها را کنار بزنم، از شر آن بچه گمشده خلاص شوم و خاطراتم را از نو شکل دهم. باکي نبود اگر لحظاتي زيبا را هم بهناچار فدا ميکردم، باکي نبود اگر قدري از خاطرات بقي? آدمها را هم از دست ميدادم. اما او همهجا بود. بدون او چه چيزي برايم ميماند؟
| به تاريکي شب تصويري است زنده و تکاندهنده از پيامدهاي افراط و تندروي، از اندوه و سردرگميِ مواجهه با عزيزي که انگار ديگر نميشناسيمش. پدري بعد از مرگ همسرش دو پسر کوچکش را بهتنهايي بزرگ ميکند و طي ساليان ميان اين سه پيوندي عميق شکل ميگيرد. اما هرکدام از پسرها بالاخره راه خودشان را ميروند و برادرِ بزرگتر، بهرغم گرايشهاي پدر، با يک گروه محليِ راست افراطي همراه ميشود. شکاف ميان پدر و پسر روزبهروز عمق و ابعاد تازهاي به خود ميگيرد تا آنکه در کمال حيرت و سردرگمي پدر، اتفاقي خشونتآميز و اسفبار خانواده را در تنگنايي عاطفي و اخلاقي قرار ميدهد.
| به تاريکي شب با نمايش نمودهاي کوچک استبداد و افراطيگري در کنار عواقب هولناک آن نشان ميدهد که چطور تنهايي، سرخوردگي اجتماعي و ميل به تعلق ميتواند هويت فردي و سياسي افراد را زيرورو کند. اما ماجراي اين آدمها در نهايت داستاني خانوادگي است، روايتي دربار? باورها و انتخابها، دربار? ترديد، عشق، دلشکستگي و بخشش.
| نويسنده | لوران پتيمانژن |
| قطع | رقعي |
| مترجم | فرزاد مرادي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 142 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 12 * 20 * 1.1 |
| وزن | 190 |
| سال چاپ | 1405 |
هنوز نظري ثبت نشده است