آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد
معرفی کتاب
ویکتور هوگو در آثارش نگاه عمیقی به جامعه و کژیها و کاستیهایش دارد و رنجِ انسانهایی را میبیند که کمتر به آنها توجه میشود و کمتر کسی با آنها همدلی میکند. او در دو داستانِ این کتاب به وضعیت دو زندانی پرداخته و شرایط روحی و جسمی آنان را با جزئیات فراوان توصیف کرده است. نگاه انتقادیِ او به قوانین و مقررات آن روزِ فرانسه چنان است که گویی راجع به جهانِ امروز سخن میگوید.ای کاش این اعضای هیئت منصفه مـاری دختـر زیبـای مـرا دیـده بودنـد تا میفهمیدند که نباید پدر یک کودک سهساله را کشت!خدایا! اگر دخترم بزرگ شود و به پاریس برود، چه بر سرش خواهد آمد؟ پدر در آن شهر خاطره بدی در ذهن مردم به جا گذاشته است. ناگزیر او از من و از نام من خجالت خواهد کشید و مردم او را به خاطر من، به خاطر منی که از صمیم قلب دوستش میدارم، طرد و تحقیر خواهند کرد و وی را زشت و بیآبرو خواهند خواند. آه ماری محبوبم! آیا راست است که تو از نام من منفعل و شرمنده خواهی شد و از من وحشت خواهی کرد؟
- نام کتاب
- آخرین روز یک محکوم و کلود ولگرد
- نویسنده
- ویکتور هوگو
- مترجم
- محمد قاضی
- تعداد صفحات
- 166
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- نوبت چاپ
- 1400
- موضوع
- ادبیات داستانی فرانسه
- کد کالا
- 85317
- زبان
- فارسی
- طول
- 21.5
- عرض
- 14.5
- قطر
- 1
- نوبت چاپ
- 1
- کد موضوع
- 843/8
هنوز نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
از این ناشر
باهم بخوانیم
از این نویسنده
باهم بخوانیم
از این مترجم
با هم بخوانیم