دستهاي گلي، بيلچهي قرمز رنگ و گلهاي بنفشه از پيش چشمانش گذشتند. باغچهي كوچك و باريك كنارهي ديوار حياط را مفروش ميكرد تا براي آمدن عيد آماده شوند. كار هرسالهشان بود و همان سال، سال آخر شد. چند سال بعد را نه ديگر بنفشهاي كاشت و نه حتا اجازه داد مادر چيز ديگري بكارد. آن باغچه اگر سبز ميشد، اگر نشاني از بهار پيدا ميكرد محمدطاها را به ياد خزان بيوقت دلش ميانداخت و همان بود كه تا چندسالي ديگر نميگذاشت چيزي بكارند تا اينكه عشق نوجواني كمكم رنگ باخت و جايي تهتوهاي ذهنش بايگاني شد.
| نويسنده | محرابه قديري |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 776 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14 * 21 * 4.5 |
| وزن | 712 |
| سال چاپ | 1398 |
هنوز نظري ثبت نشده است