پدرم در سال 1959 در گذشت، چهل و پنج ساله بود و من 12 ساله. روز فارغالتحصيلي در مقطع ابتدايي بود كه خبر مرگش را وسط جشن خداحافظي به من دادند. بعد از آن، آژاكس نقش بزرگتري در زندگيام بازي كرد چرا كه ديگر پدري در خانه نداشتم كه پيشش برگردم. مرگ او هرگز رهايم نكرد، و هرچه مسنتر ميشدم اين حس در من قويتر ميشد كه سرنوشتي مانند او خواهم داشت.
| نويسنده | يوهان كرويف |
| قطع | رقعي |
| مترجم |
|
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 232 |
| نوبت چاپ | 3 |
| ابعاد | 14.5 * 21.5 * 1 |
| وزن | 300 |
| سال چاپ | 1398 |
هنوز نظري ثبت نشده است