با چشمان گشاده به من نگاه نكن تمامي اين قصه، روايت زندگي من است من يك زن هستم، مظهر آفرينش در روي زمين خالق عشق، خالق اشك لااقل تو ديگر مرا انكار نكن، همچون گذشتگانت! فراموش نكن تمامي آن چه ما تحمل كردهايم رسم آن روزگار بوده است، بيپرسش و يك روح بزرگ ميطلبد تا براي عشق همه آن رسوم را بپذيري و تحمل كني، بيچون و چرا! من حتي عادتي به نام عشق را تقسيم كردم با يكي ديگر همچون خودم: او هم خالق اشك و عشق و سهم ما از جريان رودي به نام زندگي شد پلهايي كه پشت سرمان خراب كردند. به امروز نگاه نكن گلههاي امروزيان، آرزوي ما ديروزيها بود و اين قصه همچنان مكرر است تا هميشه انگار كه هرگز ما نبودهايم شايد هم به راستي ما نبودهايم.
| نويسنده | شهلا ظهوريان |
| قطع | رقعي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 364 |
| نوبت چاپ | 1 |
| ابعاد | 14 * 1.5 * 21 |
| وزن | 418 |
| سال چاپ | 1395 |
هنوز نظري ثبت نشده است