ملافه را كشيدم رويم و به حرفهاي استاد گوش دادم. از دور من را نشان ميداد و مي گفت: امروز ميخوايم اين كادوا رو تشريح كنيم تشريح اندام. بريم دل و رودهاش رو بشكافيم. از زير ملافه ديدم جماعتي چاقو بهدست ميآيند سمت من. يك دفعه جاكن شدم روي تخت. ملافه به سر پا شدم از زير ملافه ديدم دانشجوهاي دختر و پسر جيغ كشيدند و از ترس نوبتي پس ميافتادند. تازه فهميدم خواب نميديدم. من در سالن تشريح بودم.
| نويسنده | آرش صادقبيگي |
| قطع | پالتويي |
| نوع جلد | شوميز |
| زبان | فارسي |
| تعداد صفحات | 148 |
| نوبت چاپ | 2 |
| ابعاد | 14 * 1.2 * 18 |
| وزن | 171 |
| سال چاپ | 1395 |
هنوز نظري ثبت نشده است